تبليغاتX
روزنامه نگار
روزنامه نگار
سخن با خود خویشتن
روزنامه نگار

اینجا مخلص گاه به گاه من است که با نگاشته های پراکنده و افکار در به در وا مانده از این روزگاران تهی، با خود خویشتنم در میان میگذارم . اینجا سرای خلوص افکارم است.
روزگارانی دیگر باز هم خواهیم دید یگدگر را در صفحاتی دیگر..شاید از جنس کاغذ..اما با همین نگاشته ها و با همین قلم و با همین افکار..جاری در حقیقت ..تنها حقیقت...
امید اسکندری. روزنامه نگار و مدرس

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
برای زمینیان هشدار!! صدایی از حقیقت بدر جست!
 

صدایی از حقیقت! بدر جست...

نیالودن مکان به این صدا را هیهات کنید...

مبادا ! زمانه و مکانه ٬ آلوده به صدایی شود که از بن حقیقت جاری گشته...

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای زمینیان٬ آی زمینیان

هشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار.. مبادا آلوده شوید...!!!


[ ]
+
عجب شگرف دلم تنگ است.
 

یا من سر  سکوت ندارم یا زمانه ٬خاموش خاموشیان است..

یا من غریبم ٬یا اینجاییان غریبانند که  همه را بر خود گرفته اند. آنروز که به خانه آمدند و مهمان شدند ٬ماندن را تر جیح دادند.

من غریبم٬ یا اینان  غریبان خانه اشغالگرند؟!؟!

دلم بی نهایت اشک به سوی دیدگانم ارسال گردانیده.. 

 مادام در راه است..

کی فرو ریزد!

... نمی دانم! 

امید اسکندری

 

 


[ ]
+
مبادا ،باد بشوید سنگ دل تنگ، نوشته را
یک دل بود ، یک سینه، یک فریاد یک خشم...

یک دنیا بود ...یک دل بود..

یک خدا بود یک آدم بود یک ...

من بودم و یک جهان یک جهان بود و یک عشق...

یکی که گفت: به دل شکستگان نزدیک است...

و من نیز که دلی شکسته در درون همان ،یک سینه دارم ،در همان، یک دل ، یک عشق  که عجب شکستگیی زیباییست..

وه... روزی که فریاد می کنی ! هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای !! کجایی تو که گفتی به کوی دلشکستگان نزدیکی ... کجایی پس؟!؟!؟!

آخر دلم شکست و از تو پیدایی نیست... آخر تو چرا نیستی .. مگر نگفتی به شکستگان دل نزدیکی؟؟؟

همان روز  در حالی فریاد می کشی که نمی دانی نتنها به کوی تو نزدیک است بلکه در آشیان جان تو نشسته است...

آری .. به همو قسم که اینچنین است...

ور  نه چگونه میشود با دل شکسته اینچنین زیبا،  زیست..

چگونه می شود دل بشکند و اینگونه پرواز کند...

بی انصاف، !  او در توست٬ در درون توست..

و من نیز...

و باز یک دل بود ، یک شکستگی..

یک بغز و یک گلو... ... یک گلو و  یک فریاد ..... فریاد ...فریاد...فریاد...

یک فریاد و یک عشق... یک دنیا... یک همهمه٬ یک جنجال درونی که نشات از عشق دارد..

یک عشق وسرا پا عشق ..

و همان فریاد نهفته درون گلو و باز ٬با همه جانم فریاد میکنم عشق را که من بی گمان عاشقم .. عاشق.

 خدای من تو را هر زمان فریاد میکنم که تو عشق بی چون و چرای منی و همان که تو به خویش خویشتنم داده ای که قدر می دانم همیشه و قدر می دانم و با همو رهسپار کوی تو می شوم و من به کوی تو خواهم رسید...

ستاره من نیز در کنار ستاره تو است.. روزی پرواز خواهم کرد با همو با همه عشق تو که در خویشتن جاری وجودم به همه عشق بخشیده ام ...

اما امروز دلتنگانه برای تو بی تابم...دریابم...زودتر دریابم که از دلتنگانه تو٬ به ستوه آمده جانم و توان شکایت  ندارم..

دلتنگانه اشک می ریزم و دلتنگی را در سنگ می کارم ..

 بیا تا آنروز که باد ، نشوید کند و کاو سنگ دلتنگ ،نوشته شده را. امید اسکندری.


[ ]
+
سپیده به تعبیر سیاهی در آمده... هیهات.
 

 در این مخلص خاموشان ... ، نور عجب وحشتناک اتقاقی است.

سپیده در این سیاه جامگان اندیشه بس غریب است...

و عشق در این خرابات سرزمین بیل و کلنگ عجب مظلوم است.

خدای من دلم تنگ تواست. رهایم مکن.

امید اسکندری

 


[ ]
+
شاملو , آمرزیده باد روح پاکت
 

همان روز که دنیا به شعر نامهربان شد . همان روز که شاملو رفت..

همان روز بود٬به خاطر داری؟ همان روز دگر نا امید شدم. به همه چیز و همه کس..

و آنگاه که سنگ خوابگاه جسمانی او نیز در ز یر تبرزین  نا بخردیها  می شکند...

چه باید گفت؟ و آیا از این زمانه باید عشق طلب کرد؟ مهر طلبید؟ باید امید داشت؟

من از آن روز که شعر مرد٬ در این بیغوله بیغاره غریب غربت گشتم٬ و میگردم ... . و گویی  اینجا جای مشتی تبرزین خاک وگل وسنگی است..

شاملو دیروز در چرخه زمین سرکی کشید و رفت..

او بسان من بیچاره که مجبور به ماندن نیست و این شانس اوست که از من زودتر بدین خرابات آمد و  برای من جز تحمل هیچ سخن دیگری یافت نمی توان شد.

بیچاره من

و خوشبخت شاملو

شاملو  ٬ آمرزیده باد روح پاک و مصفایت...


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!