تبليغاتX
روزنامه نگار
روزنامه نگار
سخن با خود خویشتن
روزنامه نگار

اینجا مخلص گاه به گاه من است که با نگاشته های پراکنده و افکار در به در وا مانده از این روزگاران تهی، با خود خویشتنم در میان میگذارم . اینجا سرای خلوص افکارم است.
روزگارانی دیگر باز هم خواهیم دید یگدگر را در صفحاتی دیگر..شاید از جنس کاغذ..اما با همین نگاشته ها و با همین قلم و با همین افکار..جاری در حقیقت ..تنها حقیقت...
امید اسکندری. روزنامه نگار و مدرس

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
گمان کردی که،... آدمی بودم؟!
 

...برای سکوتم نگفتنی بودم..

خیال شرزه ی  نهفتنی بودم

گمان کردی که،... آدمی بودم؟!

گر بودم! دگر از اینجا، رفتنی بودم!؟

خموش و لال ،صدای نهفت درون

که ناز غمزده بر پیکرم ... تهمتنی بودم...


[ ]
+
آی زمین! می توانم؟!

خروش!؟ نه ... خاموش بودم...

 افسوس که خروش می پنداشتندم..

ساکت بودم..

هیجان برم نبود و برم نمی داشت..

تنها بودم... تنها ماندم.. تنها سرودم.. و تنها می روم....

 تا آنجا که افق ناپیدا می شود..

واژگان تنهایی من ،گونه ای دگر،فرمی متفاوت است.

دلم پینه بسته تمام عشقهاست.. دلم ورم دارد..

چشمانم خیس دایم است و گلویم فریاد نا کشیده.. و افکارم،

... تخیلی بیش نیست.

مگر دنیا خود ،بیش از یک تخیل است!!؟

تفکری موهوم و تخیلی غلیظ.

می خواهم در همین یک تخیل بخندم، بگذار تا بخندم...

می خواهم در همین مجال زمین اندگی در تخیل ناب و غلیظ خود ،بخندم..

می توانم؟!

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآای زمین!  می توانم؟!

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!