تبليغاتX
روزنامه نگار
روزنامه نگار
سخن با خود خویشتن
روزنامه نگار

اینجا مخلص گاه به گاه من است که با نگاشته های پراکنده و افکار در به در وا مانده از این روزگاران تهی، با خود خویشتنم در میان میگذارم . اینجا سرای خلوص افکارم است.
روزگارانی دیگر باز هم خواهیم دید یگدگر را در صفحاتی دیگر..شاید از جنس کاغذ..اما با همین نگاشته ها و با همین قلم و با همین افکار..جاری در حقیقت ..تنها حقیقت...
امید اسکندری. روزنامه نگار و مدرس

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
رگهای استخوان
من از این همه که می آید گاه و بی گاه بر پیکره تنم نالان نمی شوم.دلم می گیرد.

خدایا! با این همه سر فرو خورده ها در  رگهای استخوانهایم چه کنم؟!

خدایا! دگر بس نیست؟!

 

 


[ ]
+
تمام تمام يافته شده من.
نفهمیدم چه شد!

زمان گذشت و به انتها رسید. آنچه گمان می کردم انتهایی ندارد.

ولی داشت

... و همه چیز تمام شد. رویا تمام شد.

و... من تمام شد.منیت تمام شد... و من نیز.

و اینک که در تمام زمان تمام شده خویشتن تمام یافته، می زیم... عجب احساس حقارتي شگرف دارم.

 


[ ]
+
اینم یا آنم ؟

... به راستی من که هستم و اینجا کجاست؟

این روزها مادام از خویش می پرسم.

عجب سوال دشواری است... بی پاسخ.....

 من کیستم؟ 

شاید یک پشیزی از خروارها آلودگی در  دنیایی سراسر گناه ، ومن آکنده از گناهان این بیغوله!!!

یک آدم که گناهانی باخویش می کشانم ؟یا یک کوه از گناه که آدمی را با خویش حاملم؟!!

اینم یا آنم ؟

بار الهی ! من کیستم؟!!


[ ]
+
کلوخ
کلنگ و تیشه از آسمان می بارد. تکه آجر و کلوخ.

از این میانه، ای  کاش به جای کلنگ و تیشه ،کلوخ بر سرم می نشست.

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!