تبليغاتX
روزنامه نگار
روزنامه نگار
سخن با خود خویشتن
روزنامه نگار

اینجا مخلص گاه به گاه من است که با نگاشته های پراکنده و افکار در به در وا مانده از این روزگاران تهی، با خود خویشتنم در میان میگذارم . اینجا سرای خلوص افکارم است.
روزگارانی دیگر باز هم خواهیم دید یگدگر را در صفحاتی دیگر..شاید از جنس کاغذ..اما با همین نگاشته ها و با همین قلم و با همین افکار..جاری در حقیقت ..تنها حقیقت...
امید اسکندری. روزنامه نگار و مدرس

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
..وهنوز هم هيچ كس را خبر دار نشده...
 

...سرانجام شهر يخ بست...كوچه ها يخ بست..!

شيرهاي آب يخ بست.. ديوارها يخ بست!

لكه هاي آب روي شيشه هم يخ بست !

ايران تعطيل شد!

شهرها تعطيل شد،مدارس ، دانشگاهها و حتي اداره ها هم تعطيل شد.!

و دانشگاهها!... همه و همه تعطيل شدند.

سرما شهر را فراگرفت..

ا... آن روز چه؟! 

همان روز كه دلها يخ بست! آنروز حتي  احدي  نفهميد!

چرا كسي  حتي خبردارهم نشد كه دلها يخ بست؟!

مدتهاست كه دلها يخ بسته است..

اشكها پائين آمد و روي گونه ها يخ بست....حتي از چشم سرازير نشده ، درون پلكها يخ بست...   

 اما هيچ كس را هم خبردار نشد ...!

هيچ جا تعطيل نشد! حتي مدرسه هاي ابتدائي هم تعطيل نشد!!

دلها كه يخ بست... اشكها كه سرازير نشده درون پلكها يخ بست...

... و هنوز يخها آب نشده... و هنوز هم شهر تعطيل نشده... مدرسه ها باز است...

و هنوز هم هيچ كس را خبر نشده...

 

 

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!